محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 97

آثار عجم ( فارسى )

اين ده نفر به اجماع از دامنهء كوه به مقدار نيم فرسنگ . . . بالا رفتيم . نغوذ بالله از صعوبت آن راه ؛ همه سنگلاخ و بسيارى از جاها پرتگاه بود . چون رسيدم به نزديك آن شكفت ، صعوبتى ديگر پيش آمد ؛ آنجا قطعه‌اى از كوه ، مثل ديوار ، صاف است ، به ارتفاع سه ذرع . . . به هر طورى بود بالا رفتيم . . . باز به مقدار بيست قدمى سربالا بود ؛ آن را هم طى نموده ، داخل شكفت شديم . . . مجسمه‌اى ديدم كه صورت پادشاهى بود . . . معروف است كه آن مجسمهء شاپور است . . . « 1 » » آنگاه فرصت به شولستان و شعب بوّان و كازرون و بليان مىرود و از آنجا به بيضا مىآيد و به تنگ غوره‌دان مىرسد و از اماكن و رجال اين نواحى ، به تفصيل سخن مىراند و بخش يا فصلى تازه مىگشايد كه چنين آغاز مىشود : « . . . چون . . . مسافرت‌نامه را از نظر آن استاد جليل گذرانيدم ، مورد تحسين گرديدم ؛ پس فرمود : چند سال قبل ، به قلعهء تبر رفته و در سنوات پيش ، به عتبات عاليات مشرّف شدى و از راه شطّ بغداد ، به تماشاى مدائن و طاق كسرى ، گامى سپرده‌اى . . . خوب است ذكرى از آنها در اين كتاب بنمايى . . . اطاعت امر استاد [ را ] مختصرى از آن دو سفر مسطور مىدارم . . . « 2 » » فرصت در اين بخش نيز ضمن آنكه از سفر تبر و عتبات ياد مىكند ، از زندگى و آثار شاعرانى كه در فتح تبر اشعارى ساخته‌اند ، سخن مىراند و ديدنيهاى كمارج و كنار تخته و دالكى و برازجان و احمدى و ابوشهر و ريشهر و درياى فارس و بصره و بغداد و مدائن و طاق كسرى را باز مىگويد « 3 » و باز

--> ( 1 ) . آثار عجم ، ص 291 تا 297 . ( 2 ) . همانجا ، ص 342 . ( 3 ) . همانجا ، صفحات 343 تا 384 .